معماری
خانه / طبیعت روستا / یوزپلنگ ایرانی منطقه دهاقان ,روستاهای قمبوان و پوده

یوزپلنگ ایرانی منطقه دهاقان ,روستاهای قمبوان و پوده

یوزپلنگ ایرانی منطقه دهاقان ,روستاهای قمبوان و پوده

یوزگیر

 

شکل و نمای منطقه شباهت زیادی با کلاه قاضی دارد . دشت های نسبتا وسیع که در نهایت به کوه ها ختم می شود و تعداد اندکی درخت انجیر که در اثر بارندگی بهتر ، رشد مناسب تری نسبت به همنوعان خود در کلاه قاضی دارند . این انجیرهای وحشی در کوهپایه های پایین دست با فاصله های معین یافت می شوند ولی در کوه های بلندتر و انتهای دشت دیگر درختی وجود ندارد . چشمه های نسبتا فعال در تمام طول سال و مرتع بسیار پربارتر ، تفاوت های این منطقه با کلاه قاضی است . تفاوت دیگر این است که دشت های این منطقه با شیب بسیار ملایم و توسط تپه ماهورها به کوهستان متصل می شود و سپس ادامه می یابد تا به کوهساران بختیاری و زاگرس می رسد . در حالی که کلاه قاضی یک رشته کوه تک افتاده با دیواره های صخره ای است .

اینجا یوزگیر است . گردنه ی یوزگیر که در بین اهالی به اوزگیر هم معروف است . دقیق مشخص نیست که کدام گردنه و کدام مکان این ناحیه ، گردنه ی یوزگیر نام دارد . شاید پیرترها بهتر بدانند ولی امروزه به این دشت های بزرگ که به شکل یک دایره در میان کوه ها اسیر شده است یوزگیر می گویند . چشمه ی این منطقه و درختان اطرافش هم برای تفریح و گذراندن اوقات فراغت گردشگران مورد استفاده قرار می گیرد و به چشمه ی یوزگیر در بین مردم شهرستان معروف است . همین رفت و آمدها صدمات زیادی را به یوزگیر وارد کرده است . از به جا ماندن انواع زباله ها و مواد پلاستیکی گرفته تا تخریب طبیعت به اشکال دیگر .

اما چرا یوزگیر ؟

شاید اگر صدها نفر تایید می کردند که این مکان دارای یوزپلنگ آسیایی یا همان ایرانی بوده است و حتی تصاویری از آن به جا می ماند اینقدر که نام این مکان سندیت حضور یوز در این دشت ها بوده و هست ، دلیل حضور این گربه سان نمی شد . اهالی منطقه عقیده دارند که یوزبانان و صیادان یوز در این گردنه و تنگه کمین می کرده اند و به وسیله تله یا غافلگیری ( در جایی خواندم که در نقاطی از ایران یوزها را با دنبال کردن می گرفته اند !!!) یوزپلنگ ها را برای پرورش اسیر می کردند .

گردنه یا چشمه یوزگیر محل اتصال دشت های وسیع شمال شهرستان دهاقان با کوهستان زاگرس مرکزی است . این نقطه در ۱۲ کیلومتری شهرستان دهاقان و در جوار دهستان کره ( Kare ) واقع شده است و یکی از نزدیکترین مکان های حوزه ی زاگرس به شهر اصفهان است .

 

شهرستان دهاقان به دلیل موقعیت جالب خود دارای زیست بوم های متفاوتی است . از کوه های صخره ای و منفرد احاطه شده توسط دشتها و تپه ها تا کوهستان های بلند و برف گیر و سرد . و همین تضاد باعث شده است که جانوران زیادی از دوران گذشته تا به حال در آن زندگی کنند که متاسفانه امروزه برخی از آنها از بین رفته اند و برخی دیگر تکلیف روشنی ندارند . اوج شکوه و جلوه طبیعت و حیات وحش دهاقان در قرن های اخیر از عصر صفوی تا اواسط قاجار بوده است .

جالب است که تا همین چند دهه پیش گله های آهو در این شهرستان زندگی می کردند که مشخص نیست چه زمانی آخرین آهوان از بین رفته اند . در حدود ۴۰ سال پیش همچنان شکار آهو در کوهپایه های جنوبی و ییلاق عشایر رواج داشته است . مخصوصا در دشت های آستانه دهاقان و وردشت سمیرم که محل رفت و آمد آهو بوده است . اما بیابان های باز شمال و شرق دهاقان زیستگاه بسیار بهتری برای آهو بوده است . دیگر جانوران هم به علت وجود غذای مناسب ، آب فراوان و امنیت بهتر ، در این بیابانها زندگی می کردند . همان طور که گفته شد شمال دهاقان که به نوعی هم مرز با کلاه قاضی است ، شباهت زیادی به آن دارد . کوه های صخره ای که برای زیست کل و بز و پلنگ مناسب بوده است . کوهپایه ها و تپه ماهورها که محل زیست قوچ و میش و کفتار و گراز و گرگ بوده و بالاخره دشت ها که آهوان و یوزها در آن می خرامیدند . برخی قدیمی ها از حضور شنگ یا همان سمور آبی در نهرها و قنوات شمال دهاقان خبر میدهند که امروزه و با وجود خشک سالی و تخریب زیستگاه به احتمال زیاد دیگر خبری از این جانور نیست ولی نمی توان به طور قطع وجود او را منتفی دانست . شاید همچنان قنات های فعال شمال یا حتی جنوب دهاقان میزبان این جانور باشد . و در نهایت انواع پرندگان که صخره های صعب العبور و بیابان های امن را برای زندگی بهتر ترجیح می دهند

حضور این جانوران و تفاوت بی نظیر اقلیمی که دسترسی هم به کوه و هم به دشت را فراهم می کند باعث شده بود که شاهان و درباریان زیادی شکارگاه های خود را در این منطقه انتخاب کنند . پوده که یکی از قدیمی ترین روستاهای ایران است دقیقا بین دشت های پر از آهو دهاقان قدیم قرار گرفته است و یکی از شکارگاه های معروف صفویان و سپس پادشاهان بعدی بوده است . دهستان دیگری در این منطقه و با فاصله ی کمی از پوده به نام قمبوان ( Qombavan ) قرار دارد . قمبوان به معنای شکارگاه است و این نام هم سند دیگری بر غنای حیات وحش این بیابان ها در زمان قدیم است .

اما اطلاعاتی در دست نیست تا بتوان فهمید آهوان و یوزان این نواحی تا چه تاریخی حضور داشتند . در دوره قاجاريه ، افضل‌الملك (متوفى ۱۳۰۸ ش) دهاقان را قصبه‌اى از سميرم عليا ذكر كرده و آن را محلی ‌آباد داراى باغستانهاى فراوان ، كبک و شكار بسيار در اراضى كوهستانى و نيز داراى آهوى مشكين وصف كرده است . خوشبختانه امروز هم کبک ها در اکثر نقاط شهرستان و حتی در کوهستان های دورتادور شهر هم یافت می شوند . اما اراضی کوهستانی که نزدیکترند و با فاصله چند صد متر با شهرستان دهاقان فاصله دارند از شکار خالی شده اند و گه گاهی خبر حضور بز کوهی یا قوچ و میش از کوهستان های بسیار دورتر به گوش می رسد . آهوان هم که دیگر نیستند .

متاسفانه منابع متعبری در زمینه زمان حضور آهو و یوز وجود ندارد که مطمئنا حضور آنها وابستگی زیادی به هم داشته است ؛ به خصوص وابستگی یوز به آهو و تنها باید به گفته های مردم بومی دل خوش کرد . کتیبه ها ، دست خط ها و گنج های مهم در اطراف شهرستان ، ربوده شدند و دست ما را خالی گذاشتند . تا چند سال پیش و در کوه های جنوبی کتیبه ای از یکی از شاهان صفوی در دره ای به همین نام ( دره شاه صفی ) باقی مانده بود که توسط غارتگران ربوده شد . تنها چیزی که همه از آن به یاد دارند این است که نوشته شده بود این دره ی پر درخت و خوش آب و هوا که آب و آبشاری همیشه جوشان دارد را شاه صفوی به عنوان شکارگاه خود انتخاب کرده است . حالا خدا می داند در ادامه چه چیزهایی نوشته شده بود و در آن صندوقچه هایی که از پشت این کتیبه بیرون کشیدند چه خاطرات مهمی نهفته بوده است . شاید اینکه زمانی گوزن زرد و مرال در کوه های جنوبی دهاقان می چریدند بسیار تعجب برانگیز باشد و رویاپردازانه به نظر برسد ولی این جانوران حضور داشتند و چه بسا به دلیل بارندگی های بهتر ، مرتع های پربارتر ، درختان و درخچه های بسیار و دیگر عوامل مطلوب زیستی که امروزه یا کم شده اند یا نابود ، جانوران مهم تری هم در دهاقان می زیسته اند .

تاریخ حیات وحش دهاقان بسیار غنی است اما نبود اطلاعات و ربودن اسناد از شمال و جنوب باعث شده است بسیاری از آنها ناگفته بمانند . اکثر اطلاعات در بین قدیمی ها و اهالی بومی است که ممکن نیست شما بتوانید تمام چوپانان یا پیرهای یک منطقه را ببینید و چه بسا خیلی ها در این میان باشند که گنجینه ی اطلاعاتند و شما از آنها بی خبرید .

مثلا کوهی در جوار دهستان قمبوان است که قوچ نام دارد ولی نه دیگر قوچی در آن مانده است نه اطلاعاتی از دوران حضور آنها در این کوه . دهاقان در حدود چهل سال پیش شاهد حضور شکارچیان ماهر روباه بوده است که پوست آنها را به ارمنیان می فروختند یا کشتار زیاد گراز که قبل از انقلاب در اطراف دهاقان صورت می گرفته است ؛ اینها تنها قسمتی از تاریخ طبیعت دیار دهاقان است . اما نکته ی عجیبی که چند هفته پیش به آن دست یافتم این بود که فردی در حدود سال های دهه پنجاه ، سه توله یوزپلنگ را در باغات شمال دهاقان و در زیر سایه ی درختی مشاهده می کند که بلافاصله آنها را از پا درمی آورد . البته این چیزی است که در خاطر بنده مانده است و تکلیف مادر این توله ها برایم مشخص نشد .

شاید غلط نباشد که فرضیه مهاجرت جانوران ما بین شمال دهاقان و منطقه یوزگیر با کلاه قاضی را مطرح کنیم . کلاه قاضی تا اواسط دهه ی ۵۰ زیستگاه یوز بوده است و آهوی ایرانی میهمان همیشگی آن است . امروزه بین کلاه قاضی و منطقه یوزگیر و شرق دهاقان ، دو جاده بسیار کم تردد ، دهستان های کم تعداد و دور از هم ، زمین ها و باغات کشاورزی ، یک رشته کوه صخره ای تقریبا موازی با کلاه قاضی که دقیقا مانند یک دیوار است و همچنین جاده ی ترانزیتی و پرترافیک اصفهان-شیراز وجود دارد . اما در چهل یا پنجاه سال پیش که جاده ها وجود نداشته اند و امنیت زیستگاه برای جانوران بیشتر بوده است شاید یوزها بین این دو منطقه مهاجرت می کردند . وجود یک کوهستان بلند و صخره ای که از شمال غربی شهرضا تا جنوب شرقی مبارکه مانند یک دیوار منطقه یوزگیر را از کلاه قاضی جدا کرده است ، مهاجرت جانوران را با مشکل دچار می کند . شاید یوزها می توانسته اند از میان دره ها یا کوهپایه های کم ارتفاع گذر کنند اما بعید به نظر می رسد آهوان راهی برای عبور پیدا می کردند و شاید آهوان این دو زیست گاه کاملا از هم جدا بوده اند . البته بنده به شخصه این کوهستان را ز نزدیک ندیده ام و امکان دارد دره یا دشتی برای عبور آهو هم داشته باشد .

برخی ها عقیده دارند قوچ های تنگ صیاد به کلاه قاضی مهاجرت می کنند که اگر این نظر درست باشد ، شمال دهاقان یکی از بهترین گذرگاه ها برای این کار است

امروزه دیگر هیچ یوزی نه در یوزگیر و نه در جای دیگری از دهاقان یافت نمی شود . نزدیکترین محل قطعی حضور یوز با یک خط مستقیم ۳۰۰ کیلومتر با دهاقان فاصله دارد و مکان احتمالی هم ۱۰۰ کیلومتر دورتر است .

منطقه ی یوزگیر اهمیت فوق العاده ای داشته است که شوربختانه جدی گرفته نشده . این منطقه یکی از منحصر به فردترین زیستگاه های یوز آسیایی بوده است که چسبیده به کوه های زاگرس مرکزی و پیوسته با کوهستان های چهارمحال و کهگیلویه و فارس و لرستان و … است . شاید اگر از زمانی که کلاه قاضی را مورد حفاظت قرار دادند این منطقه را هم حفاظت می کردند ، در حال حاضر نه به عنوان زیستگاه یوز ولی به زیستگاه مناسبی برای دیگر جانوران و به احتمال زیاد آهو تبدیل میشد .

هنوز هم خبرهای جسته گریخته ای از وجود آهو در نقاط مختلف شهرستان دهاقان به گوش می رسد که البته همه ی آنها را می توان تخیلات یا اشتباهات مردم عادی دانست . اما حضور گرگ ، کفتار ، شغال ، روباه و دیگر جانوران معمول اکثر نقاط ایران در یوزگیر قطعی است . رفت و آمد پازن و قوچ و میش هم توسط ماموران سازمان محیط زیست استان گزارش شده است . و خبری که پارسال بسیار تعجب برانگیز بود حمله یک پلنگ در شمال دهاقان و اطراف یوزگیر به یک آغل بود که ادعا شده بود پلنگ مهاجم مدتی بعد در همان حوالی دیده شده است . این خبر بسیار بحث برانگیز و غیرقابل باور است اما اگر یک درصد هم احتمال حضور پلنگ در این منطقه را بدهیم ، اتفاق بسیار نادری روی داده است .

درست است که منطقه جنوب دهاقان به عنوان شکار ممنوع اعلام شده است اما هیچ وقت نباید یاد و خاطره یوزگیر را فراموش کرد . خیلی ها عقیده دارند پرداختن به تاریخ طبیعت و حیات وحش کاری بیهوده است و همیشه جبهه می گیرند که چرا از چیزهایی که داریم صحبت نکنیم و چرا باید از جانورانی حرف بزنیم که دیگر وجود ندارند ؟

اولا پرداختن به تاریخ طبیعت همان قدر باارزش است که پرداختن به تاریخ فرهنگ و تمدن بشری . ما در تخت جمشید ویرانه هایی از آن قصر باشکوه را می بینیم . در شهر سوخته تنها خرابه های خاکی از آن همه تمدن باقی مانده است و صدها مثال دیگر . ما به دیدن اشیا و ادواتی می رویم که هیچ روحی ندارند و شاید همان جان و روان آدمیان زیسته در آنهاست که به آن مکان ها ارزش می دهد . ولی طبیعت دارای روح جاودان و بی نظیر است . پا گذاشتن در جایی که زمانی زیستگاه یک خلقت منحصر به فرد خداوند بوده است که نوای تسبیح او در آن منطقه همچنان جاری است ، علاوه بر اینکه خالی از لطف نیست بسیار قابل توجه است .

دوم اینکه نگاه به تاریخ طبیعت چه در حوزه ایران و چه در حوزه خارج از کشور ، به ما خواهد گفت چرا و چگونه میراثی که داشتیم از بین رفتند و به ما راه حفاظت بهتر را خواهد آموخت

درست است که یوزگیر امروز ، عبور دکل های پرفشار برق ، جولان لوله های گاز ، حضور گردشگران و آسیب هایشان ، چرای بیش از حد دام ، زباله های رها شده ، جاده های مختلف ، تغییر کاربری اراضی ، آلودگی کارخانه فولاد مبارکه و در سال های اخیر خشک سالی را به خود می بیند و زخم هزاران سال شکار و صید بی رحمانه را در دل خود دارد ولی همین انجیرهایش تا وقتی که زنده اند و طعمه ی معادن و خشک سالی و انسان نشده اند به یاد خواهند آورد که یوزهای ایرانی در غبار صبح گاهی چگونه در پی آهوان این دیار می گذاشتند .

نهم شهریور روز یوزپلنگ آسیایی یا همان یوز ایرانی است . امکان دارد همه ی جانوران به یوزگیر بازگردند ولی خیلی خیلی بعید است که دیگر ردپای یوز در جایی که به او ظلم شده است حک شود .

مراقب باشیم یوزها از ایران و ایرانی دیگر ظلم و ستم نبینند

.منبع: وبلاگ حامی گرگ های ایرانی

درباره ی modirarshad

همچنین ببینید

ارتفاعات روستای قمبوان

ارتفاعات روستای قمبوان ارتفاعات قمبوان:قراول ،قالبور ،قله بر و قاشه بر نامهایی است بر کوه …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

قالب وردپرس