معماری
خانه / شهدا / زندگی نامه شهید هوشنگ مقصودی

زندگی نامه شهید هوشنگ مقصودی

زندگی نامه شهید هوشنگ مقصودی

شهید هوشنگ مقصودی در فروردین ماده سال 1346 در روستای قمبوان در یک خانواده مذهبی دیده به جهان گشود.

   در سن هفت سالگی به مدرسه رفت و پس از پایان تحصیلات نظارت و فعالیت در امور کشاورزی پدر را عهده دار شد.

او فردی بود قاطع، متعهد، متدین، زحمت کش و فوق العاده سخاوتمند. شهید چهارده ساله بود که یکی از برادرانش به نام ناصر در جبهه های نبرد حق علیه باطل دست راست خویش را تقدیم راه خدا کرد. این شهید بزرگوار برادر جانبازش را دلداری زیاد می داد و یکی از خاطراتی که از وی فراموش نشدنی است این است که به برادرسش می گفت ناراحت نباش من عصای تو هستم، بردبار باش تو در پیش خدا اجر معنوی و اخروی داری، من انتقام تو را از این کافران بعثی خواهم گرفت. او در کارهای روز مره زندگی برادرش را کمک می کرد، واقعاً پناه او بود

 شهید هوشنگ مقصودی

او در سال 1365 از طریق لشکر 8 نجف اشرف به باغ ابریشم اصفهان جهت گذراندن دوره آموزش اعزام و پس از طی دوره عازم مناطق جنگی شد. مدتی در خرمشهر و مدتی هم در شوشتر با مزدوران بعثی جوانمردانه جنگید و پس از ده ماه رزم از ناحیه دست راست مجروح شد.

 پس از بهبودی مجدداٌ عازم منطقه جنگی شد این با وی را به منطقه فاو اعزام نمودند و مدت ده ماه در خط مقدم و کمین که نزدیکترین نقطه به قلب دشمن بود رزمید و همیشه ورد زبانش بود که می گفت: « خداوند کسانی را که دوست می دارد برای آنها مقام شهادی را می طلبد.»

شهید هوشنگ مقصودی تمام زندگی، گفتار و اعمالش خاطره است. صدا و صوت دلنواز و دلنشینی داشت. برای آخرین بار که به دیدار خانواده اش آمد با یکایک آنها وداع کرد و حلالیت طلبید.

سرانجام این شهید بزرگوار پس از بیست ماه رزم در سحرگاه 27 بهمن ماه 1366 بر اثر تیر تفنگ قناصه که بر سر وی اصابت کرده بود در سنگر کمین جان به جان آفرین تسلیم نمود و به کام و آرزویی که انتظار آن را می کشید رسید.

پیکر پاک و مطهر وی در تاریخ 5/12/1366 به زادگاهش روستای قمبوان منتقل و با جمعیت عظیم و انبوه مردم شهید پرور تشییع گردید و با لباس رزم که کفنش بود و با خون سرخی که جامه اش را معطر ساخته بود به دیدار حق شتافت.

درباره ی modirarshad

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

قالب وردپرس