معماری
خانه / شعر / شعرالقاب قمبوان

شعرالقاب قمبوان

بسمه تعالی

شعر القاب قمبوان

دیار قمبوان خاکش طلایی

زگردش نابود گردد هر بلایی

تبار این وطن از جمع القاب

که هریک دانه ای در داخل قاب

جهان با نام انصاری بنازد

زلطفش بهر مهمان سر ببازد

لیاقت بهر ابراهیمی است ، آری

سرآمد درمحبت،بردباری

پرهمت با بهاست آذر پور

نه آن دهلی که پر صداست از دور

چونام بازیار آید به یادت

صبوری، همت و عشق رفاقت

تقی زاده فداکارست و سالار

به دینداری و بیداری و هوشیار

جلالی ها سرآمد در زکاوت

نشاط و دانش و دنیای حکمت

جلیلی عقل و فهمش در زمانه

پذیرای جهان است بی بهانه

حسین زاده سرای لطف و رحمت

به هر سو، کو رود نعمت، عدالت

حدیدی ها به ما منت گذارند

که سرشار از علوم روزگارند

خلیلی با وقار مهر بسیار

سرآمد در زبان ،خوی و کردار

چنانچه دانیالی پاس داری

چه نیکو شهرتی یک سر نکوکاری

دبستانی اگر در جمع بینی

در آن مجلس وجودش شمع بینی

زمانی با شکوه و خلق ربانی

همه پاک و منزه روح عرفانی

گشاده روی و روح زنجانی

درونش با محبت ذات انسانی

صلابت را ز سلطانی بیاموز

فداکار گذشته تا به امروز

سلیمانی تباری از شفقت

فداکاری و دینداری و رحمت

آزادگی و وقار صفار

بوی نفسش شفای بیمار

صانعی صلح و صفا شیوه اوست

خرم آن روز که با او بشوی دوست

به بوی عطر عطاری، جهانی

شود پاک و مطهر هر مکانی

فروغی چون شبیه یک نگینند

به هرفن و به هر علم خوشه چینند

فخاری یک جهان شادابی و شور

صدیقند با محبت، هاله نور

لیاقت در فدایی چون شب و روز

به میدان عمل همراه و دلسوز

جانا قدمی شهره فرهنگ بود

در صدق و صفا مهره پررنگ بود

کریمی از سخاوت تا کرامت

زبان زد در بلوکند تا قیامت

سراست اخلاق خوب و هوش قربانی

لیاقت پربها، شیرین زبانی

هر دم نکهت به کابلی باشد

خوش تر زنسیم چون گلی باشد

مصیب ها وقار وهوش سرشار

نیاکان کربلا بودند،علم دار

کس از منصوریان ناب و دلدار

ندیده جز هنر، آداب بسیار

به مقصودی ببالد قمبوانی

اگر من هم نگویم خود بدانی

برای نام منصوری چه زیباست

بگویم با وفایند بی کم و کاست

به هنگام نشاط و شور مختاری

شود درد و بلا را  جمع دوری

اگر از نادری نامی بیاری

صبوری و رشادت، عشق و یاری

متانت با ادب از ناطقی هاست

چنانچه ناطق هم از ناطقی هاست

اگر همت بخواهی همتی ها

وفا از صادق است و صادقی ها

چه خوش نام و شریف است یزدانی

خوشا روزی که در مّلکش تو میهمانی

سخاوت با یداللهی اجین است

برای کسب خوبی ها در کمین است

نظر باشد زغ نون دو تا چار

همه اهل محل سالار و هوشیار

شاعر: غلام رضا ناطقی

 

 

 

 

 

 

 

 

درباره ی modirarshad

یک دیدگاه

  1. با سلام واقعا شعر. زیبا بود ممنون

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

قالب وردپرس